به ستاره اچکزی و همه زنان درخون تپید ۀ سرزمینم!
باغ سرخ و زرد
بسی از سرخ و زرد آمار دادند
حســـــابی وعدۀ گلـــــزار دادند
سـر راه نگاه شـــــان ســـــتادم
به جای گل به دســتم خار دادند
*****
تشنۀ خون
مــــــروت را چــــــرا باور نداری
چـــــرا عقلی میـــــان ســـر نداری
به خون هرچه زن زان تشنه گشتی
که از خـــود خواهر و مادر نداری
*****
جشن آتش بس
که گفته جشـــن آتش بس بگیرید
دروغین وعده ها را پس بگیرید
به من از رویش شـــــهباز گفتید
نگفتــــم این همه کرگس بگیرید
*****
از بد بدتر
ز هرسو بسته هرجایی دری بود
حیارا نه ســـر و نه پیــکری بود
فغان از دســت این پیکر تراشان
که هرچه دیدم از بد بدتری بــود
*****
زن ستیز
مپنداری شر و شـــوری نداریم
به غیر شـعله منشــوری نداریم
نمی پرسی چرا ما زن ســـــتیزیم
ازیــن افـــــزوده تر زوری نداریم
*****
نشانه
جـدا از مرد و زن تاچنـد تاچنـد
کنی بالا به هرسو گند تاچنـــــد
گرفتی خواهــــر خود را نشانه
به دشمن این چنین پیوند تاچند
*****
نوید نامردی
نداری غیـــــر نامــردی نویدی
زدی اتش به هرجایی رســیدی
بروی زن گشودی شعله زانرو
کزو کمـــزورتر کس را ندیدی
نور الله وثوق
۲۳-۱-۱۳۸۸