Copyright 2007-2008
All logos, graphics are registered trademarks of CSHRN.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پدیدۀ جنسیت، یکی از بحث بر انگیز ترین موضوعاتیست که نه تنها از بعد حقوقی، بلکه در ابعاد متنوع آن میان رسانه ها غوغایی را بر پا نموده است.

در گفتمان حاضر، این بحث را ازنقش بانوان درگسترۀ مطبوعات وآزادی بیان با خانم نجیبه ایوبی رئیس کلید گروپ و یکی از فعالان حقوق بشر آغاز می کنیم و بحث های آینده را در محور این موضوع، با برخی دیکر از بانوان صاحب نظرنیز دنبال خواهیم کرد.

خانم ايوبي، شما آگاهي داريد كه آزادي بیان یکی از پیش زمینه های مهم دموکراسی و جامعۀ مدنی به شمار میرود. شما وضعیت آزادی بیان در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

آنچه به نام آزادي بيان در كشور، بعد از سقوط طالبان به ميان آمده، در افغانستان بي سابقه مي باشد، البته اگر آنرا همه جانبه مطالعه نمايیم آزادي به معني واقعي آن وجود نداردچرا كه هنوز هم هستند مباحثي يا موضوعات و تابوهايي كه كسي را ياراي سخن گفتن در آن باره نميباشد، در طول چند سال گذشته، ما داشته ايم نمونه هايي از بحث هايي كه هنوز تابو اند و كساني كه به آن پرداختند به نحوي با عكس العمل ها مواجه شدند، در حاليكه اگر آزادي بيان به معني اصلي آن وجود ميداشت، آن موضوعات و موارد نيز به بحث گذاشته مي شد.

رسانه ها دستاورد بزرگ و مهم تحولات اساسی در کشور پس از دوران طالبان پنداشته میشود. از سویي هم آزادی رسانه ها یکی از کناره هــای ارزشمنـــد حقــوق شهروندی نیز به شمار میرود. رسانه ها در کشور در دو بعد رشد کرده اند، بعد کیفی و بعد کمیتی. شما به عنوان یکی از دست اندرکاران عرصۀ رسانه یی در کشور، این دستاورد را چگونه ارزیابی مینمایید؟

كثرت رسانه ها هم مثل كثرت احزاب سياسي يكي از خصوصيات كشورهاي بعد از جنگ شمرده مي شود، من هر دو را يعني هم رشد كمي و هم كيفي را استقبال كرده آنرا ضرورت جامعة افغانستان ميدانم .

درین شش سال گذشته، زنان برجسته یی در عرصۀ روزنامه نگاری رشد کرده اند. اما درکنار آن، بانوان خبرنگار يكتعداد قربانیهایي را متحمل گردیده اند؛ به باور شما چه عواملی باعث اين قربانیهای متعدد در میان زنان روزنامه نگار شده است.

مناسبات فرتوت گذشته، ديد مرد سالارانه و نگاه جنس دومي به زن عوامل اين قرباني ها را تشكيل ميدهد، آدم ها مخصوصآ مردان هنوز فقط توانسته اند ظاهرشان را مدرن و فيشني بسازند، از درون هنوز هم اسير همان افكار كهنه و ديد كهنه و بر خورد كهنه با زن استند، درون و بيرون مردان جامعة ما هنوز هم در گيري هايي دارد، اينان هنوز نتوانسته اند آنچه را كه تمثيل يا تقليد ميكنند، منحيث يك حقيقت باور كنند، بنأً هرنوع پيشرفت زن، اينان را از درون سر خورده ميسازد و بعد آنرا مانند يك عقده بيرون مي ريزند وبعد زني قرباني مي شود.زنان بايد در اين مورد هوشيارانه و آگاهانه برخورد نمايند.

چنین تصور میشود که تندروی و بنیاد گرایی، سد مهمی فراراۀ توسعۀ نقش زنان در اجتماع گردیده است. شما به عنوان بانوی برجستۀ خبرنگار در کشور، نقش بنیاد گرایی را در برابر ارزشهای حقوق شهروندی به ویژه حقوق زنان چگونه ارزیابی می نمایید؟

بنياد گرايي ميتواند مانع عمده اي فراراه پيشرفت زنان شمرده شود؛ ولي اگر آگاهي و شناخت از قانون و توانمندي تطبيق همه جانبة قوانين نافذة كشور بوجود آيد، ميتوان با پديدة بنياد گرايي مقابله كرد. قانون اساسي افغانستان زن و مردرا شهرونداني با حقوق برابر مي شناسد؛ ولي تفاوت در تطبیق قانون است.

یکی از چالشهای مهم در برابر ژورنالیستها را نبود همباوری ارزشی برای ایجاد کانونهای ژورنالیستیک تشکیل میدهد وازجانب ديگر، نهاد های مدنی نقش مهمی را در تعمیم فرهنگ شهروندی بازی می نمایند. به نظر شما چه باعث میگردد که روزنامه نگارهای کشورنتوانسته اند تا نهاد واحدملی قبول شده يي که بتواند اراده و خواستهای روزنامه نگاران را تمثیل نماید، تشکیل دهند؟

نميدانم مراد شما از كانون هاي ژورنالستيك چيست؟ اگر منظور اتحاديه ها باشد ميتوان گفت موجوديت سه چهار اتحاديه در كشور نماينده گي از يك وضع آشفته درين زمينه مينمايد، همانطوري كه ما بيشتر از 100 حزب سياسي و بيشتر از 300 نهاد اجتماعي داريم، تازه اتحاديه ها تا شماره 4 رسيده. مشكل در اينجاست كه گاهي سليقه ها و چشمداشت هاي مادي، اين عرصه را در كشور ضربه پذير ساخته است. كمرنگ بودن يك نگاه صنفي، رقابت هاي ناسالم، برخورد موضوعي و روزمره به اهداف و ضرورت هاي عرصة خبرنگاري در كشور و گاهي هم نا پخته گي هاي مسلكي، سبب شده تا ما هنوز نهاد واحد ملي كه مورد قبول و نمايانگر ارادة روز نامه نگاران كشور باشد، نداريم ولي خوشبختانه درين اواخر سلسله گفتگوها و تفاهم ها بوجود آمده كه اگر تعدادي از عناصر در اتحاديه ها از خواست هاي شخصي و استفاده هاي نا سالم خود از اتحاديه چشم بپوشند، امكان بوجود آمدن يك فدراسيون ژورناليستان كشور كه متشكل از تمام اتحاديه هاي موجود در كشور خواهد بود. وجود دارد.

خیلی جالب خواهد بود از زبان شما پیرامون وضعیت خبرنگـاران زن در کشور بشنویم. شما رییس کلید گروپ هستید و در سراسر کشور شناخت و نمایندگی دارید. تحلیل شما را درین زمینه خواهانیم.

شما بر حق استيد، با در نظرداشت موقف زن در سالهاي قبل از جنگ كه در كشور زنان زيادي امور مهم كشور را به پيش ميبردند، در هفت سال گذشته با آنكه در عرصة زنان دستاورد هايي داريم ولي فكر ميكنم از امكانات موجود درين زمينه اگر حد اكثر استفاده مي شد و منابع در اينمورد درست مديريت مي شد، ما مي توانستيم به مراتب جلو تر از موقعيت فعلي قرار داشته باشيم.

در هفت سالی که گذشت، جامعۀ بین المللی مبحث حمایت از زنان افغانستان را در دستور کار خویش قرارداده است. هفت سال مدت کمی نیست. درین مدت همایشهای بزرگی در سطح ملی ومنطقه یی راه اندازی گردیده است. کنفرانس لندن، توکیو، برلین و پاریس و همایشهای ملی از حمایت هاي گسترده يي درزمينة حقوق زنان کشور سخن میگویند. اما بر علاۀ این همه تلاشها، هنوز هم زنان افغانستان در حاشیه قرار دارند. اگر از استثناآت انگشت شمار بگذریم، نقشهای زنان، کلیشه یی و نا محسوس بوده است. دیدگاه شما به عنوان یک بانوی فعال در زمینه های اجتماعی پیرامون این مسئله در چیست؟

هنوز به اين باورم كه در بسا جاها نقش زن يك نقش سمبوليك و فيشني بوده، دولت و نهادهاي غير دولتي از زنان منحيث يك وسيله استفاده كرده اند تا بتوانند توجه دونر ها و جامعة جهاني را بسوي خود معطوف بدارند و نشان بدهند كه ما هم در مورد زنان مثل شما مي انديشيم در حاليكه كار اساسي درين مورد صورت نگرفته، به مساله تعليم زنان و دختران كدام توجه خاصي مبذول نشده، در حاليكه همه ميدانيم مشكل اساسي زن در افغانستان را پايين بودن سطح سواد تشكيل ميدهد و بقيه همه مشكلات را ميتوان در بيسوادي زنان ريشه يابي كرد ؛ ولي نه دولت، نه نهادهاي مدني و نه علما و روحانيون كشور توانسته اند نقش خود را چنانكه وضعيت خاص زن در افغانستان ايجاب مي كند به سر رسانند.

در اينكه زنان هنوز در حاشيه اند با شما هم عقيده ام، من از دوتن اعضاي شوراي ولايتي يكي از ولايات كشور شنيدم كه گفتند نقش شان خيلي سمبوليك است و مرداني كه در شوراي ولايتي حضور دارند به نظريات آنها ارزش لازم را نميدهند و اصلاً منحيث نظر اصلي نمي شنوند. ما نمونه هاي زيادي ازين دست داريم. رفع اين همه، در خوركار مٌمتد و دوامدار است و تعهد لازم دارد. مردان بايد با باور به اين مسأله بر خورد كنند و زنان بايد خيلي تلاش كنند تا اين خلأ پرشود.

ما در برابر نسل هاي آينده مسؤوليم، اگر نتوانيم از امكانات دست داشتة امروز براي تغيير حالت عمومي و موقف زن افغان استفادة لازم نماييم، نسل هاي بعدي ما را نفرين خواهند كرد.

در مسأله زن بايد نگاه ها از سطح به عمق كشانده شود، تعميم سواد در ميان زنان بايد از فكر به عمل پياده شود، در سياست گزاري هاي دولت به زنان بايد عطف توجه شود، به مردان بايد آگاهي لازم داده شود، ظرفيت سازي در ميان زنان بايد در سيستم داخل شود.

ضرورت بوجود آمدن يك جنبش زنانه كه مردان و سيستم را وادار به پرداختن جدي به مسالة زن بسازد محسوس است؛ چون من فكر ميكنم كه هنوز زنان افغانستان چنانكه لازم است بسيج نشده اند، آشفته گي درين عرصه نيز احساس مي شود ؛ ولي خيلي اميدوارم كه سالهاي آينده براي زنان سالهاي خوبي باشد و ما بتوانيم شاهد تغييراتي در زنده گي همه زنان كشور باشيم كه در دور ترين نقاط، در كوهپايه ها و قريه هاي دور دست كشور زنده گي ميكنند، ميدانم كه تا رسيدن به اين آرمان ، راه درازي براي رفتن داريم ولي:

همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس

كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم

دیده بانِ جنسیت و انهدام ارزشها

درگفتگوي اختصاصي با بانوان صاحبنظر

برگرفته از مجلۀ انگاره

(بخش اول)

پښتو برخه تر کار لاندې ده