
Copyright 2007-2010
All logos, graphics are registered trademarks of CSHRN.
|
پرسش: آقای فیاض مهرآیین! از دید شما دسترسی به اطلاعات چیست و مستلزم چه شرایطی میباشد؟
پرسش : راهكارهای اساسی برای نهادینه ساختن دسترسی به اطلاعات چیست؟ پاسخ : مردم وقتی میتوانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند كه گزارشگران و ژورنالیستان نهادهای رسانه یی و نهادهای مطبوعاتی حق دسترسی به اطلاعات را داشته باشند؛ چرا كه اینها هستند كه اطلاعات را به دسترس مردم قرار میدهند. برای اینكه این حق نهادینه شود، اولاً باید در سطح كشور یك قانون وجود داشته باشد، قانونی كه این حق در آن تسجیل شده باشد و دولت و تمام شهروندان و كسانی كه در مقامات كار میكنند و در رآس نهادها هستند و یا در هر سطح كه كار میكنند، این مسؤولیت را بپذیرند و احساس كنند كه قانوناّ نباید هیچگونه اطلاعات را از نظر مردم و از نظر رسانه ها پنهان كنند که این، قدم اول در راستای نهادینه شدن این حق است. درقدم دوم، آگاهی دادن مردم، مربوط به كار منسجم، فعال و هماهنگ جامعۀ مدنی و در مجموع رسانه ها و گزارشگران است كه بتوانند مردم را از حق شان آگاه ساخته و آنان را بسیج كنند، تا از حق دسترسی به اطلاعات و شفافیت در اجراات، دفاع و حمایت نموده، نگذارند كسانی كه همیشه میخواهند در فضای تیره و تار و در ورای اراده، خواست و آگاهی مردم به نفع خود فعالیت میكنند به خواست شان برسند. پرسش: دسترسی به اطلاعات را «اکسیژن دموکراسی» خوانده اند، در تصور شما، آیا دسترسی به اطلاعات از اصول اساسی دموكراسی است؟ و آیا در نبود قانون دسترسی به اطلاعات، دموكراسی آسیب خواهد دید؟ پاسخ: در دموكراسی، بدون شك تقریبا جان دموكراسی، آزادی اندیشه و بیان و مطبوعات است. چرا كه اگر آزادی اندیشه، بیان و مطبوعات موجود نباشد، اصلا دموكراسی مفهومی ندارد؛ به طور مثال اگر انتخابات برگزار شود، برمبنای همان اصل مهم در دموكراسی، باید همیشه قدرت به شكل ادواری از طریق انتخابات و ابراز ارادۀ مردم توزیع شود یا به اصطلاح انتقال بكند؛ اما وقتی مردم از اطلاعات و آگاهی لازم برخوردار نباشند، آزادی بیان و مطبوعات و اندیشه وجود نداشته باشند، در روند انتخابات تقلب، بسیار ساده صورت میگیرد و از غفلت و عدم آگاهی مردم سوء استفاده بعمل می آید و در نتیجه ممكن است آنچه در این انتخابات صورت گرفته، خلاف منافع و آرمان و اراده و آرای مردم باشد. بدین جهت، دسترسی به اطلاعات، پیش شرط و مهم ترین زمینه ساز آزادی بیان و مطبوعات و زمینه ساز تصمیم گیری های مردمی است و به همین جهت بدون آزادی بیان و مطبوعات، دموكراسی نمیتواند وجود داشته باشد و بدون دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان و مطبوعات هم ممكن است به بیراهه برود و حتا كاملاَ به یك چیز میان تهی یا یك پدیدۀ بی مفهوم تبدیل گردد. از این جهت، واقعاَ دسترسی به اطلاعات، حیثیت اكسیژن و هوا را برای دموكراسی دارد كه بدون آن دموكراسی یك دموكراسی نام نهاد و یك دموكراسی بی مفهوم خواهد بود. چون مردم زمانیكه اطلاعات لازم را نداشته باشند، ممكن است فریب بخورند و دموكراسی هم ترور شود. پرسش: آیا در افغانستان به داشتن قانونی برای دسترسی به اطلاعات نیاز داریم؟ پاسخ: نه تنها امروز بلكه از گذشته ها، ما به قانونی نیاز داشتیم كه حق مردم را برای دسترسی به اطلاعات به رسمیت بشناسد؛ مخصوصاَ حق رسانه ها را، حق نهادهای جامعۀ مدنی را، حق همه شهروندان را كه در كشور زنده گی میكنند به دسترسی به اطلاعات به رسمیت بشناسد و آنرا تضمین كند. این نیاز از گذشته هم وجود داشته و شاید یكی از دلایلی كه بسیاری از مشكلات در كشور ما رخ داده ناشی از نبود چنین قانون و ناشی از نهادینه نشدن چنین حق است؛ بناءً بر مبنای این نیاز است كه فعلاً ما طبق قانون اساسی افغانستان، بر اساس حضور جامعۀ جهانی و بر مقتضای خواست اكثریت مطلق مردم افغانستان، میخواهیم یك نظام مردم سالار و دموكراسی را تجربه كنیم و در این راستا روان هستیم و یك مقدار دستاوردها هم داریم. اصلا جای چنین قانون متاسفانه خالی بود و این یك نیاز جدی است كه باید هر چی زودتر چنین قانون تدوین، تصویب و نافذ شود و در عین حال خدا كند كه این قانون در صورتی كه نافذ گردد، مانند بعضی قوانین دیگر آماج لگد مال شدن قرار نگیرد و برای نهادینه شدن این حق تنها نافذ شدن این قانون كافی نیست بلکه اجراات عملی آن نیز ضرور است. همچنین ترویج فرهنگ آزادی اندیشه و بیان و فرهنگ شفافیت و فرهنگ شناخت و عملی كردن حق دسترسی مردم به اطلاعات ضرور است كه نهادینه شود. پرسش: فكر میكنید تصویب قانون دسترسی به اطلاعات، چه مؤثریتی را در استحكام هر چه بیشتر رابطۀ مردم با دولت دارد؟ پاسخ: بینید! حتا در مناسبات شخصی بین دو دوست هم اگرآنها از كاركردها و فعالیتهای همدیگر به روشنی و شفافیت آگاه باشند وحقایق را برای همدیگر به روشنی بیان كنند، طبیعی است كه بین آنها اعتماد استوار خواهد بود؛ ولی اگر آنها با آنكه دوستهای شخصی هستند یکدیگر را از عملكردهای خود در روشنی قرار ندهند، ممكن است فضای دوستی شان تیره و تار شود و بی اعتمادی بمیان آید. در بین دولت و مردم هم چنین است؛ زیرا دولت اساساَ محصول اراده و محصول انتخاب مردم است. دولت بدون مردم مانند ماهی است كه از آب برون آورده شود. دولت بدون مردم مفهومی ندارد؛ ولی تنها با مردم بودن و اینكه در یك كشور یك تعداد مردم زندگی میكنند و یك دولت وجود دارد وگویا دولت در بین مردم است، كافی نیست، بلکه مردم باید بالای دولت اعتماد داشته باشند. بسیار ضرور است كه مردم به دقت از كاركردهای مسؤولین دولتی آگاه باشند و در مورد آن به درستی داوری كنند و هرگاه دولت به بیراهه میرود آنرا به راه راست بیاورند و اصلاحش كنند و در صورتی که دولت درست كار میكند، مردم باید همكاری نمایند تا پلانها و برنامه های دولت تطبیق شود؛ بناءً به خاطر تحكیم مناسبات و روابط بین دولت و مردم و به خاطر اینكه دولت از حمایت واقعی مردم برخوردارباشد، باید مردم از حق دسترسی به اطلاعات برخوردار باشند. كه طبعا این نقش بسیار مهم و آگاهی بخش را رسانه ها و گزارشگران و نهادهای جامعۀ مدنی میتوانند به خوبی ایفا نمایند. پرسش: تصویب و تطبیق قانون دسترسی به اطلاعات در كوتاه مدت، چه تأثیری بر گسترش قانونیت و تحكیم اصول حكومتداری خوب در افغانستان دارد؟ پاسخ: با تسوید، تصویب و انفاذ قانون حق دسترسی به اطلاعات، وقتی گام های اولیۀ عملی برداشته شود، این خودش بسیاری یخ ها را میشكند و مردم را متوجه میسازد كه باید با دولت از نزدیك همكاری نمایند و عملكردهای دولت را به درستی نظارت كنند. ما میدانیم كه یكی از چالشهای عمده یی كه دولت جمهوری اسلامی افغانستان با آن مواجه میباشد، فساد اداری است؛ یعنی جامعۀ افغانستان را عمدتاَ مسایلی چون جنگ، فقر، جهالت ، فساد اداری و مواد مخدر به مبارزه میطلبد، ولی در مجموع برای ریشه كن نمودن تمام این بلیه ها به حمایت، پشتبانی و اعتماد مردم ضرورت است. اكنون متاسفانه یكی از عواملی كه براساس آن دولت در مبارزه علیه فساد اداری و مقابله با جنگ و ناامنی ها دستاوردهای چشمگیر ندارد و موفق نیست، عدم اعتماد و همكاری مردم است و از طرف دیگر یك عده كاركنان و مسؤولین فكر میكنند كه عملكردهای آنها میتواند پنهان بماند و كسی نمیتواند آنها را به محاكمه بكشاند و یا مردم نمیتوانند آنها را وادار بسازند كه از عملكردهای خود گزارش دهند؛ ولی زمانی كه قانون پاس گردد، یكی از اولین اثراتش این خواهد بود كه زمینه ها و بستر های مربوط به فساد اداری را كم و محدود بسازد و برای اصلاح نظام دولتی و حكومتداری خوب شرایط بهتر را فراهم نماید. پرسش: شبكۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشرافغانستان، مسودۀ قانون دسترسی به اطلاعات را تدوین نموده است و در نظر دارد تا جهت نظرخواهی و هماهنگی، گردهماییهایی را بین نهادهای جامعۀ مدنی، دولتی، روشنفكران و دانشمندان راه اندازی نماید، شما در این رابطه چه نظر دارید؟ پاسخ: البته شبكۀ جامعۀ مدنی افغانستان و در مجموع خود جامعه مدنی به مفهوم مدرن و معاصر آن در جامعۀ افغانستان یك پدیدۀ جوان است، ولی باوجود آن كه از فعالیتهای اینها زمان زیادی سپری نمیشود، خوشبختانه فعالیتهای خوبی كرده اند و اثرات خوبی را بر ذهن و روان و شرایط سیاسی و اجتماعی جامعۀ ما گذاشته اند. این اقدام كه در رابطه به طرح، تدوین و تسوید قانون حق دسترسی به اطلاعات از طرف شبكۀ جامعۀ مدنی و حقوق بشر صورت گرفته یك اقدام خوب است و از طرف دیگر اگر این قانون و یا همین مسودۀ قانون در اختیار مردم گذاشته میشود ویا از طریق رسانه ها و یا در همایش ها به مشوره گذاشته میشود، از یك سو در اصلاح و تكمیل این پیشنویس مفید خواهد بود و از طرف دیگر تاثیر بسیار خوبی برای تنویر و روشنگری اذهان عامه دارد؛ زیرا مردم این را می فهمند كه حق دارند در مورد كاركرد های مسؤولین خود آگاه باشند و در مورد آن داوری كنند و تدابیر لازم را به خاطر خاتمه دادن به كاستی ها و نارسایی ها روی دست گیرند؛ بناءً این اقدام برای همایش ها و نشر پیشنویس قانون حق دسترسی به اطلاعات از طرف جامعۀ مدنی در رسانه ها و به مشوره گذاشتن آن با مردم هم برای تكمیل قانون و هم برای روشنگری اذهان عمومی و بسیج مردم برای دفاع از حق شان بسیار زیاد مفید و سودمند است كه برایشان موفقیت را آرزو میكنم. |
اگر آزادی اندیشه، بیان و مطبوعات موجود نباشد، اصلا دموكراسی مفهومی ندارد
گفتگویی با فیاض مهرآیین، آگــاه در مسایل اجتمـاعی و سیاسی
گزارنده: فرخنده آرزو آبی