
Copyright 2007-2010
All logos, graphics are registered trademarks of CSHRN.
|
□ بانو نیلا اكبری شما به عنوان یك زن، خشونت را چگونه حس كرده اید؟
در محیط خانه مثلا باید از زنهای فامیل بشنویم كه میگویند بالاخره شما زن هستید و كارهایی كه میكنید بی فایده است ؛چون روزی عروسی كرده و قرار است خانه نشین شوید؛ که توان فهماندن آنها هم صبر ایوب میخواهد و عمر نوح ... داد و صد بیداد از جامعۀ سنتی و بسته یی كه نفس كشیدن را برای زنان تنگ كرده و اما مردان را اجازۀ بی بند و باری داده است و اینجا ست كه تجربۀ درد آوری را دچار میشویم. از نگاه طعنه آمیز مردم گرفته تا برخورد های دو گانۀ مسؤولین نهادهای دولتی و غیر دولتی، انسان را گاهی از زن بودن پشیمان میسازد و آرزو میكند كه به گوشۀ تنهایی برود تا آفت نرسد. اینجاست كه حقیقت زندگی دچار نوعی پاشیده گی و پراگنده گی میشود؛ طوری كه در روح انسان رخنه كرده و مایۀ درد ورنج انسان میگردد. □ برخی معتقدند كه خشونت ورزی ریشۀ عمیق در تاریخ زنده گی بشر دارد، آیا ممكن نیست که خشونت بطور كلی از عملكرد بشر زدوده شود؟ ■ این كه خشونت ریشه در تاریخ زنده گی انسانها دارد شكی نیست؛ ولی این را هم باید به یاد سپرد كه انسانیت زودتر قدم به هستی گذاشته و در ذات انسانها رشد نموده است؛ اما نیاز وجود دارد كه باید بیشتر به غرایز انسانی اهمیت داده شود و فرصتها مهیا گردد تا انسانها با خود نفس تازه كنند و انسانیت را به فراموشی نسپارند . اگر خواسته باشیم كه خشونت را كلأ از زندگی انسانها دور سازیم كار بسیار بسیار مشكلی خواهد بود و نیاز به زمان بسیار طولانی دارد. در كنار آن باید تهدابها و ریشه های زنده گی با بنیاد انسانی را كه از گذشته باقی مانده، آب داد و پرستاری نمود كه زود رشد كند و بارورگردد؛ ولی با این نظریه كه خشونت ریشه در تاریخ دارد، نباید به خود و دیگران این اجازه را بدهیم كه زمینه یی ایجاد گردد و از آن استفادۀ ناجایز صورت گیرد. اینجا ست كه باید انسانهای آگاه قدم به میدان گذاشته، اول خود را و بعد دیگران را با لباس انسانیت ملبس سازند . □ آیا خشونت نوع مثبت و منفی دارد؟ ■ درمطالعات پیرامون موضوع خشونت، با نوع منفی و مثبت آن آشنایی پیدا كرده ام؛ ولی به نظر من هر نوع خشونت حتی اگر تأثیر مثبت داشته باشد، چون خارج از اصول انسانی است برایم قابل پذیرش نیست و من معتقد به منفی و مثبت بودن آن نیستم. با وجود آنهم در روحیۀ کسانی كه با جنگ و اجبار بزرگ شده اند، گاهی روشهایی كه با نوعی ظلم و ستم همراه باشد، نتیجه داده است و بنا به این دلیل، گفته میشود كه مثبت بوده و تأثیر گذار هست؛ ولی در صورتیكه بتوانیم به ریشه های عمیق زنده گی انسانی بازگردیم و نسلی را دور از دغدغۀ برخوردهای غیر انسانی پرورش دهیم، آن وقت نوع مثبت تعریف شدۀ خشونت نیز جواب نخواهد داد. پس بهتر آنست كه از آغاز كار بر روی آن بستر سازی صورت گیرد تا در آینده، زنده گی روشنی برای نسل آگاه فراهم شده و روحیۀ انسانی در لحظه های زنده گی بشر رخنه كند و فرصت دوباره تازه شدن و تولد شدن بدهد. □ خشونت در جامعۀ افغانی ما، گاهی تبدیل به عملكرد طبیعی شده و متاسفانه خشونت پذیر، در مواردی خشونت را حق خشونتگر میداند، در این مورد چه كار میتوان كرد؟ ■ بلی! این حقیقت است كه خشونت پذیر این حق را به خشونتگر داده و اصلاً آنرا یك عمل اشتباه آمیز یا نا حق نمیداند. من چندی پیش برای تهیۀ گزارشی به یكی از دهات مربوط ولسوالی شیدایی ولایت هرات که فاصلۀ نزدیكی با شهرهرات دارد، رفته بودم. جالب این بود كه اكثریت و اگر مبالغه نشود، تمام زنان آن محل معتقد بودند كه مردی كه زن خود را نزند مرد باغیرت و به گفته آنها مرد كاملی نیست و همچنین در صورتیكه زنی اعتراض كند، جامعه او را زنی بی پروا و طرد شده میداند. پس در جامعه یی كه مردان و مخصوصاً زنان، باور های دور از منطق و میراثی دارند، نمیتوان تنها خشونتگر را محكوم كرد، آنجا كه نشان میدهد، این خشونت پذیر است كه زمینه را برای خشونتگر مهیا میسازد و همچنین این باور را به نسل بعد از خود انتقال میدهد. پس نیاز مبرم بر اینست كه مردم به سوی آگاهی قدم بگذارند و مخصوصاً شخص یا گروه خشونت دیده این را بپذیرد كه خشونت علیه او اشتباه بوده و او باید اعتراض کند و حق انسانی خود را بدست آرد. □ پژوهشها همواره زنان را قربانیان اصلی خشونت میدانند ،چرا این قشر از این جهت چنین آسیب پذیر است؟ ■ زنان با از دست دادن چرخهای اقتصادی و اجتماعی خود، دچار نوعی محدودیت شده و با گذر و مروری بر تاریخ، میتوان تهدابهای این محدودیت را به طور واضح دید. از زنان، انسانهای وابسته به دیگران ساخته اند كه این خود از استقلال فردی آنها كاسته است. تا حدی كه در جامعۀ افغانی، امروز یك زن دور از هویت خود باقیمانده و آنقدر وابسته به مرد فامیل خود شده است كه بدون او از زوایه های گوناگونی دچار مشكلات متعدد میشود. از نداشتن یك لقمه نان و سر پناه گرفته تا ضعف شخصیت اجتماعی او ...اینجاست كه زن آهسته آهسته نقش یك قربانی را به خود گرفته و در هر برخورد، جزء لیست ضعیف ترین ها و آسیب پذیر ترین ها ثبت میشود . □ خانواده نهاداجتماعی است كه زن و مرد در آن باید احساس آرامش نمایند. به نظر شما چه عواملی محیط امن خانه را به فضای پر تشنج بدل مینماید؟ ■ در جامعۀ ما وقتی تهداب زنده گی مشترك گذاشته میشود، معمولأ دو فردی كه قراراست با هم زنده گی را شروع نمایند، انتخاب كننده نیستند و انتخاب از سوی دیگران صورت میگیرد و در كنار آن، نوعی شناخت و معرفت بین طرفین وجود ندارد تا حدی كه قبل از عروسی حتی یكدیگر را نمی بینند و بین آنها هیچ رابطه یی وجود ندارد و ناگهان بدون كدام هدف و یا برنامه یی، زنده گی مشترك را آغاز میكنند و اگر انسانهای آگاه باشند، بعد از شروع زنده گی مشترك، كوشش به بوجود آوردن تفاهم و احساس دوستی را میكنند؛ درغیر آن زنده گی آنها با تشنجهای مداوم جریان خواهد داشت و از آن بدتر كه خود را مجبور به پذیرفتن و ادامۀ آن زنده گی میدانند. در صورتیكه به آنها حق انتخاب داده شود و مهر مجبوریت برخود نزنند، شاید آنها با انگیزۀ بیشتر در كنار هم بمانند و در صورتیكه در زنده گی شناخت، تفاهم و احساس دوستی وجود نداشته باشد در آن خانه یافتن آرامش برای همه مشكل است . □ از دید شما قوانین تا چه حد می تواند در كاهش خشونتها مؤثر واقع گردد؟ ■ در قوانین افغانستان تا حد وسیعی به زنان توجه شده است و تصویب قانون منع خشونت علیه زنان میتواند مثال خوبی در این باب باشد؛ ولی سوال دیگری كه مطرح میشود اینست كه آیا تنها تصویب این قانونها ارزشمند است و یا اجرا شدن آنها؟ افغانستان كنونی با این شیوۀ زندگی مردم و نبود یك حكومت قانونمند، عامل خوبی برای اجرا نشدن قانون میباشد. تا حدی كه در ساحۀ شهر ها هم به قانون ارزش قائل نمیشوند و هنوز هم مثل كشور بی قانون درآن مردم زندگی میكنند. باید اضافه كرد كه تنها حكومت نه بلكه این مردم نیز هستند كه قانون را مراعات نكرده و حتی از قانون و وظیفۀ شهروند آگاهی ندارند. در چنین اجتماعی است كه رسم و رواجها جای قانون را گرفته و نشست های فامیلی و بزرگان اقوام، جای خود را به محكمه ها میدهند. پس در چنین شرایطی قانون نمیتواند تأثیر زیادی در كاهش خشونتها داشته باشد؛ ولی در صورتیكه جامعۀ قانونمند و مردم آگاه داشته باشیم در آنصورت، قانون میتواند در كاهش خشونتها موثر باشد . □ با نو نیلا اكبری ،از صحبت های همه جانبۀ شما سپاسگزارم. ■ ازشما هم تشکر. |
اگر جامعۀ قانونمند و مردم آگاه داشته باشیم، قانون میتواند در كاهش خشونت ها موثر باشد
نیلا اكبری خبرنگاردرهرات با پرسشهای خالده خرسند